یه قلم و یه چشم خیس
هر چی که خواستی بنویس
از شبای بی خاطره
یه بغض، صدا ،بی حنجره
از قشنگی خیال
آرزو های محال
از شبای تاریک و سرد
تنهایی و یه آه سرد
تا کی باید تنها باشم
اسیر این شبها باشم
خسته شدم از آدما
از کینه و نیرنگشون
از این همه نامهربون
خدا خودت پیشم بیا
جون خودم پیشم بمون
RSS